ميرزا محمد حيدر دوغلات

166

تاريخ رشيدى ( فارسي )

فرار و كرار يافتند . از جهت آنكه پاى شكسته بود به جايى نبردند . چون چند روز برآمد فى الجمله صحتى پيدا آمد . او را پيش حاكم اخسى ، شيخ بايزيد بردند و شرح احوال شيخ بايزيد و برادرش سلطان احمد تنبل در دفتر دويم مشروح است . اين شيخ بايزيد ، سلطان سعيد خان را در بند نگهداشت . چون سال ديگر به وقت ارتفاع غلات ، شاهى بيگ خان باز به سر ولايت فرغانه و سلطان احمد تنبل آمد ، سلطان احمد تنبل و شيخ بايزيد به تمام برادران به دست شاهى بيگ خان كشته شدند « 1 » . ولايت فرغانه به شاهى بيگ خان مستخلص گشت . اين سلطان سعيد خان در اخسى در بند شيخ بايزيد بود . كسان شاهى بيگ خان ، سلطان سعيد خان را از بند شيخ بايزيد برآورده پيش شاهى بيگ خان آوردند . « 2 » شاهى بيگ خان ، سلطان سعيد خان را به انظار 389 فرزندى منظور گردانيد و اشفاق به انفاق را به حال وى مرعى داشت ، همراه به سمرقند برد و از آنجا به لشكر حصار « 3 » برد . به وقتى كه خسرو شاه ولايت حصار و قندوز و بدخشان را استخلاص كرد ، سلطان سعيد خان همراه شاهى بيگ خان بود و چون از آن مهم فارغ شد باز به سمرقند مراجعت فرمود و از آنجا متوجه خوارزم شد . خان در آن زمان از وى گريخته به طرف مغولستان رفت به راه اوزون « 4 » با يتىكند 390 رسيد « 5 » . در يتىكند در آن زمان سلطان محمود خان بود . « 6 » به عم بزرگوار در يتىكند ملاقى شد . چون چند روز در ملازمت عم بزرگوار « 7 » مىبود از جهت كسالت در امور ملك كه سلطان محمود خان را عادت بود ، سلطان سعيد خان را يأسى تمام دست داد . از پيش سلطان محمود خان ( 78 ر ) گريخته به مغولستان پيش برادر خودش سلطان خليل سلطان كه قرغيز را حاكم بود ، رفت . مدت چهار سال در مغولستان با برادر همراه در ميان قرغيز به سر برد . در اين مدت چهار سال وقايع بسيار ميان سلطان محمود خان و منصور خان و اين دو برادر واقع شده است . آخر كار نوعى شد كه سلطان محمود خان از جهت برادرزاده‌ها نتوانست در مغولستان بود . پيش شاهى بيگ خان به اميد

--> ( 1 ) . نت : شده‌اند . ( 2 ) . نت : - شاهى . . . آوردند . ( 3 ) . نگ : + قندوز . ( 4 ) . نب : اوردن / نگ : + احمد . ( 5 ) . نت : برسيد . ( 6 ) . نت : + و . ( 7 ) . نت : - در يتىكند . . . بزرگوار .